عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



تاریخ : شنبه 23 خرداد 1394
بازدید : 205
نویسنده : آوا فتوحی
تاریخ : شنبه 23 خرداد 1394
بازدید : 217
نویسنده : آوا فتوحی



:: برچسب‌ها: ماسک , صورت , غم , شادی , ,
تاریخ : شنبه 23 خرداد 1394
بازدید : 245
نویسنده : آوا فتوحی
تاریخ : شنبه 23 خرداد 1394
بازدید : 213
نویسنده : آوا فتوحی



:: برچسب‌ها: دست , طرح , ,
تاریخ : شنبه 23 خرداد 1394
بازدید : 213
نویسنده : آوا فتوحی

هوشنگ ظریف نیز در این مراسم پشت تریبون رفت و در سخنانی گفت: ما خاطرات زیادی با استاد شجریان و استاد شهیدی داشتیم. هر وقت ضبط و برنامه‌ی کنسرت داشتیم، هیچ گرفتاری نداشتیم. ایشان به‌موقع می‎خواند و وقفه‎ای نمی‎انداخت.

این نوازنده‌ی پیشکسوت تار همچنین مطرح کرد: دو سه باری ما با استاد شهیدی به اروپا، آمریکا و کانادا رفتیم و وقتی آنجا کنسرت تمام می‎شد، همه دست می‎زدند و می‎گفتند: «زندگی» که مقدمه‎اش را آقای پایور نوشته بود. این را که شروع می‎کردیم، مردم حاضر در سالن تشویقی می‌کردند غیرقابل وصف و استاد شهیدی این تصنیف را می‎خواند. واقعا هیچ گرفتاری‌ای موقع ضبط و اجرای کنسرت نداشتیم.

او اظهار کرد: ما برنامه‎های‌مان را گذراندیم و ان‌شاءالله جوان‌ها بتوانند آنطور که باید و شاید موسیقی ما را حفظ کنند.

ظریف همچنین با بیان خاطره‌ای گفت: متأسفانه امروز نوازندگی تار خیلی عوض شده است. معذرت می‎خواهم که می‎گویم اما حالت نوازندگی تار از بین رفته و جسارتا می‎گویم حالت آکروبات دارد یا عین سیخ کردن کباب کوبیده است، آخر این درست نیست. این ساز، مادر سازهای ایرانی است و باید اصالتش حفظ شود.

در این مراسم که شامگاه 20 اردیبهشت‌ماه برگزار شد، نوازنده‌ی پیشکسوت نی نیز در سخنانی گفت: من لزومی برای صحبت کردن خودم نمی‌بینم، اما مختصری از خاطراتی را که با استاد شهیدی دارم، عرض می‌کنم.

حسن ناهید اظهار کرد: حدود 52 سال است که من شاگرد استاد شهیدی هستم. چه در زمینه‌ی اخلاق و ادب و چه در زمینه‌ی هنر. خود استاد شهیدی هم در زمینه‌ی اخلاق و هنر خیلی به مرحوم اسماعیل مهرتاش عقیده داشت و یکی از خاطرات خوبی که ما با مرحوم مهرتاش داشتیم، این بود که روزی من و جناب شهیدی و مرحوم پایور به خانه استاد مهرتاش رفتیم، چون قرار بود، بزرگداشتی برای ایشان در تالار رودکی برگزار شود.

او ادامه داد: برای آن مراسم چند کار با تنظیم استاد مهرتاش و استاد پایور ضبط کردیم و به خوبی در تالار رودکی با حضور استادان بزرگی مانند عبدالوهاب شهیدی، مرحوم پایور، هوشنگ ظریف و دیگران اجرا شد. در جشن‌های هنر و همه‌ی برنامه‌هایی که استاد شهیدی داشت، من هم افتخار حضور داشتم. در اجراهای تمام کشورهای اروپایی، کانادا و آمریکا نیز در خدمت جناب شهیدی و اساتیدی مانند مرحوم پایور، هوشنگ ظریف و دیگران بودم و در این مدت به‌جز مهربانی، لطف و محبت از عبدالوهاب شهیدی هیچ‌چیز ندیدم.

در ادامه‌ی این مراسم، هوشنگ ابتهاج در سخنانی گفت: من چیزی ندارم که در شأن آقای شهیدی باشد. قبل از این‌که بخت آشنایی با خود شهیدی را داشته باشم، با صدایش آشنا بودم و شیفته‌ی کارش شدم.

«سایه» اظهار کرد: آقای شهیدی همیشه برای من یک تصویر از آرزویی بود که من درباره‌ی هنرمند داشتم. با مناعت و به دور از ‎غرض‎ورزی. بدون حقارت‎هایی که ما داریم و معمولا پشت پرده‌ی هنر پنهان می‎کنیم. آقای شهیدی به من امید دادند که می‎شود واقعا هنر خالص و ناب داشت. می‌توان انسان بود. فروتن بود. مهربان بود و کار هنری شایسته هم انجام داد.

ابتهاج همچنین گفت: من دلم می‎خواست، اینجا اهل فن اشاره‎ای به نوازندگی آقای شهیدی می‎کردند، زیرا تنها کسی بودند که عود ایرانی می‎زدند. این ساز همیشه خودش را با لهجه‌ی غلیظ عربی به نوازنده‎ها تحمیل می‎کرد. آقای شهیدی در کنار آوازشان مهارتی در نوازندگی عود داشتند. امشب خیلی به اختصار می‎گذرد. شأن شهیدی بیش از این حرف‎ها است. او همیشه برای من عزیز بوده است.

این شاعر معاصر ادامه داد: همیشه می‎توانستم به‌عنوان یک هنرمند به او تکیه کنم؛ به اخلاق هنری و به اخلاق انسانی‎اش. او می‎توانست بیش از این، سرمشق هنرمندان باشد. روزگار مساعدت نکرد. سال‎های که هنوز امکان کار هنری درخشان بود، آقای شهیدی برکنار ماند. حیف. همین حالا به خودم فشار آوردم، از ایشان نپرسم که آقای شهیدی هنوز عود می‎زنی؟ با نوای عودت می‎خوانی؟ گمانم، بله، نمی‎شود نخواند. این بلایی را که آقای دهباشی سر من آورد، می‎خواهم سر آقای شهیدی بیاورم و از او بخواهم که اینجا بیاید. مرغ، مرده و زنده‎اش صد تومان است. این اصطلاحی هست که درست هم هست. آن صدق و صفایی که در هنر هست به هزار نیروی جوانی هم می‎چربد. بیایید آقای شهیدی.

در نهایت، عبدالوهاب شهیدی برای سخنرانی آمد و گفت: به نام ایران. به نام مردم ایران. مردم هنرپرور ایران. به نام اساتید. اساتید چه در ادبیات و چه در موسیقی که همیشه نام‌شان را تکرار می‎کنم. سلام بر حاضران. می‎دانم محبت کردید. خیلی خوشحال شدم که دوست عزیز و گرانمایه‌ی خودم آقای سایه را اینجا دیدم. او در گل‌ها همه‌ی آن‌هایی را که پراکنده شده بودند، جمع کرد و برای آن‌ها حقوق بیشتری تقاضا، محل استراحت خوبی برای‌شان تهیه کرد.

این خواننده‌ی پیشکسوت اظهار کرد: هنرمندانی که در این برنامه‎ها شرکت می‎کنند، غنیمتی هستند که باید ارج‌شان نهاد.

فرهاد فخرالدینی در این مراسم حضور نداشت، اما پیامی را به این مراسم فرستاده بود که توسط علی دهباشی برای حاضران خوانده شد.

شب عبدالوهاب شهیدی به همت مجله‌ی بخارا و علی دهباشی برگزار شد.



:: برچسب‌ها: ظریف , فرهاد فخرالدینی , شهیدی , شجریان , اخلاق , معاصر , حسن ناهید , پیشکسوت , ,
تاریخ : شنبه 23 خرداد 1394
بازدید : 242
نویسنده : آوا فتوحی

محمدرضا شجریان در «شب عبدالوهاب شهیدی» گفت: شهیدی یک اعتبار و یک منش انسانی و بزرگوارانه در موسیقی ما است. هرجا شهیدی بود، بالاترین عنوان هنر را داشت. چه در جشن‌ها، چه در گلها و چه در حضور مردم، من همیشه پشت سر این نازنین، خودم را پنهان می‌کردم و از او یاد می‌گرفتم که رفتار هنری باید چگونه باشد.

با «سایه‌»ی عزیز بارها و بارها درباره‌ی این بزرگمرد صحبت کردیم و سایه چقدر با عشق و احترام از عبدالوهاب شهیدی یاد می‌کرد. یک احترامی بین ما برقرار بود که کسی متوجه آن نمی‌شد؛ اما وجود داشت و وجود دارد. از وقتی که من در رادیو بودم، مخصوصا از زمانی که جناب سایه به آنجا تشریف آوردند و برنامه‌ی گلهای تازه و گلچین هفته را تهیه کردند، همیشه سایه به سایه در کنار ایشان بودم، چه با گروه استاد بزرگوار فرامرز پایور که حق بزرگی به گردن من دارد و چه در کنار محمدرضا لطفی و گروه شیدا، ارکستر گلها، جناب فخرالدینی و دیگر گروه‌هایی که در رادیو بودیم.

خوب یادم هست که جشن هنرها همیشه شب اول با صدای عبدالوهاب شهیدی و گروه استاد پایور آغاز می‌شد و ما آنجا نظاره‌گر بودیم و از هنرهای این بزرگمرد استفاده می‌کردیم. موقعی که به‌تازگی کار را در خدمت آقای مهرتاش شروع کرده بودم، ایشان با احترام بسیار از عبدالوهاب شهیدی یاد می‌کرد و عشق و علاقه‌ی شدیدی بین ایشان و آقای شهیدی بود.

جناب مهرتاش می‌گفت که شهیدی اعتبار سازمان هنری‌شان «جامعه باربد» است. استاد مهرتاش، با پشتکار و عشق به این جامعه توجه داشت. تئاتر و موسیقی در آنجا ارائه و تدریس می‌شد و ایشان بارها و بارها از آقای شهیدی با خاطرات خوب یاد می‌کردند.

باید دعا کنیم سایه‌ی شهیدی بر سر ما بماند،  با عرض احترام نسبت به این پیشکسوت بزرگ و پیر دیر ما که سایه‌شان بر سر ما هست و باید دعا کنیم که همیشه بر سر ما بماند و سایه‌ی نازنین که حق بزرگی بر گردن موسیقی و شعر ما دارند و چه روزگارانی که ما با هم داشتیم و داریم، مخصوصا وقتی من، مرحوم لطفی و جناب سایه سه نفری در کنار هم بودیم و آن دوران، اتفاقات خوبی می‌افتاد. جای لطفی خیلی در اینجا خالی است. یادش بخیر. چه زود رفت و باور نمی‌کردیم که لطفی آنقدر زود ما را ترک می‌کند  می‌رود.

 امیدواریم عزیزانی که هستند سایه‌شان به سر ما باشد. استاد هوشنگ ظریف، هنرمند محجوب و با حیایی که کمتر صحبت می‌کند و وقتی که دست به ساز می‌برد حرف دلش را می‌زند و حسن ناهید هم در این مراسم هستند. ما همه خاطراتی با هم داشتیم. خاطراتی مشترک با عبدالوهاب شهیدی. ما همه در کنار هم بودیم. امیدوارم این ارتباطات دوباره باشد؛ این استادان و بزرگان سایه‌شان بر سر هنرمندان امروز باشد و هنرمندان امروز هم قدر این بزرگان را بدانند.

شجریان در پایان سخنانش خطاب به مدیرمسوول مجله‌ی «بخارا» گفت:از علی دهباشی عزیز تشکر می‌کنم که می‌دانم سال‌ها است با دست خالی بخارا را نگه داشته است. یادم هست که هیچ بودجه‌ای نداشت و این مرد با پشتکار ادامه داد و تا الان بخارا را نگه داشته است و بزرگان را دوباره به جامعه یادآور می‌شود. او برنامه‌های ارزنده‌ای برگزار می‌کند و امیدوارم تنش همیشه سالم باشد.

 



:: برچسب‌ها: شجریان , شهیدی , موسیقی , آهنگ , اساتید , ایران , رادیو , تلویزیون , باربد , جامعه , گلها , ارکستر , ملی , ,
تاریخ : شنبه 23 خرداد 1394
بازدید : 225
نویسنده : آوا فتوحی
تاریخ : شنبه 23 خرداد 1394
بازدید : 273
نویسنده : آوا فتوحی



:: برچسب‌ها: رضا شبانی , آب , آتش , ,
تاریخ : شنبه 16 خرداد 1394
بازدید : 203
نویسنده : آوا فتوحی



:: برچسب‌ها: سخنان , ماندگار , بوکوفسکی , ,
تاریخ : شنبه 16 خرداد 1394
بازدید : 272
نویسنده : آوا فتوحی

ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻢ
ﻣﯿﺸﮑﺎﻓﺘﻢ
ﺩﺭﻭﻥ ﺳﯿﻨﻪ
ﺩﻝ ﻋﺼﯿﺎﻧﮕﺮﺕ ﺭﺍ
ﺗﺎ ﺭﻫﺎ ﻣﯽ ﮔﺸﺘﻨﺪ
ﻣﺤﺒﺘﻬﺎﯼ ﺩﺭﯾﻎ ﺷﺪﻩ ﺍﺯ ﻣﻦ !
ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻫﻬﺎﯼ ﻣﯿﺨﮑﻮﺑﺖ عمدی
ﺑﺮ ﺩﯾﻮﺍﺭ
ﺷﮑﺎﯾﺖ ﺩﺍﺭﻡ .
ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺎﻧﯽ
ﮐﻪ
ﺑﻪ ﮔﺮﺩﺵ در نیامد
ﺑﻪ ﻧﻮﺍﺯﺵ
از غفلت خاطر تو
که ندید
ﮐﺎﺳﺘﻦ ﺟﺎن ﺭﺍ
شمع وجود
ﻗﻄﺮﻩ ﻗﻄﺮﻩ
ﻫﺮﺷﺐ
ﺑﺮ ﺍﻭﺭﺍﻕ ﺷﻌﺮ



:: موضوعات مرتبط: اشعار شاعران , ,
:: برچسب‌ها: حمید رضایی , شعر , شمع , نگاه , محبت , رها , عصیان , سینه , ,
تاریخ : شنبه 16 خرداد 1394
بازدید : 181
نویسنده : آوا فتوحی
تاریخ : شنبه 16 خرداد 1394
بازدید : 206
نویسنده : آوا فتوحی
تاریخ : شنبه 16 خرداد 1394
بازدید : 268
نویسنده : آوا فتوحی



:: برچسب‌ها: امیر کردستانی , ,
تاریخ : شنبه 16 خرداد 1394
بازدید : 165
نویسنده : آوا فتوحی



:: برچسب‌ها: دعا , کیمیا , خدا , نماز , صبح , شب , ,
تاریخ : شنبه 16 خرداد 1394
بازدید : 161
نویسنده : آوا فتوحی



:: برچسب‌ها: سکوت , حرف , ,
تاریخ : شنبه 16 خرداد 1394
بازدید : 166
نویسنده : آوا فتوحی



:: برچسب‌ها: آوا , صدا , مهر , تصویر , آنتن , آسمان , ,
تاریخ : یک شنبه 10 خرداد 1394
بازدید : 233
نویسنده : آوا فتوحی
تاریخ : یک شنبه 10 خرداد 1394
بازدید : 167
نویسنده : آوا فتوحی



:: برچسب‌ها: همدم , روزگار , من , مونس , ,
تاریخ : یک شنبه 10 خرداد 1394
بازدید : 229
نویسنده : آوا فتوحی



:: برچسب‌ها: معلم , نقطه , خط , ,
تاریخ : یک شنبه 10 خرداد 1394
بازدید : 189
نویسنده : آوا فتوحی
تاریخ : یک شنبه 10 خرداد 1394
بازدید : 177
نویسنده : آوا فتوحی
تاریخ : یک شنبه 10 خرداد 1394
بازدید : 199
نویسنده : آوا فتوحی



:: موضوعات مرتبط: شاعران خارجی ونویسندگان وموسیقیدانان , ,
:: برچسب‌ها: چاوسر , ,
تاریخ : یک شنبه 10 خرداد 1394
بازدید : 166
نویسنده : آوا فتوحی
تاریخ : یک شنبه 10 خرداد 1394
بازدید : 201
نویسنده : آوا فتوحی



:: موضوعات مرتبط: شاعران خارجی ونویسندگان وموسیقیدانان , ,
:: برچسب‌ها: الجراح , ,
تاریخ : یک شنبه 10 خرداد 1394
بازدید : 197
نویسنده : آوا فتوحی



:: موضوعات مرتبط: شاعران خارجی ونویسندگان وموسیقیدانان , ,
:: برچسب‌ها: نورس یکن , ,
تاریخ : چهار شنبه 6 خرداد 1394
بازدید : 184
نویسنده : آوا فتوحی

کوچ را از نگاه تو

 

آغاز کردم

 

که تکرار طلوعِ جاریست،

 

و چشمه سارش

 

شکستنِ بغض های منجمد

 

Your look made me

 

 to migrate

To be repeated in sunrise!!

 

and the springs of it

 

Caused me broke down and

 

sobbed

 



:: برچسب‌ها: شیربازو , محمود , آوا رضایی , شعر , ترجمه , وب , ,
تاریخ : سه شنبه 5 خرداد 1394
بازدید : 203
نویسنده : آوا فتوحی
تاریخ : دو شنبه 4 خرداد 1394
بازدید : 179
نویسنده : آوا فتوحی
تاریخ : دو شنبه 4 خرداد 1394
بازدید : 170
نویسنده : آوا فتوحی

گاهی بايد آدم های اطرافت رو کنار بگذاری ...

بعضی ها رو برای يک ساعت

و بعضی ها رو برای هميشه !

بهومیل هرابال



:: برچسب‌ها: هرابال , وب , سایت , نویسنده , قرن , ,
تاریخ : دو شنبه 4 خرداد 1394
بازدید : 149
نویسنده : آوا فتوحی

 

میخواهم اقلا یک نفر باشد که من

 

با او از همه چیز همانطور حرف بزنم


که با خودم حرف میزنم .



:: موضوعات مرتبط: شاعران خارجی ونویسندگان وموسیقیدانان , ,
:: برچسب‌ها: داستایوفسکی , ,
تاریخ : دو شنبه 4 خرداد 1394
بازدید : 166
نویسنده : آوا فتوحی

ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻢ
ﻣﯿﺸﮑﺎﻓﺘﻢ
ﺩﺭﻭﻥ ﺳﯿﻨﻪ
ﺩﻝ ﻋﺼﯿﺎﻧﮕﺮﺕ ﺭﺍ
ﺗﺎ ﺭﻫﺎ ﻣﯽ ﮔﺸﺘﻨﺪ
ﻣﺤﺒﺘﻬﺎﯼ ﺩﺭﯾﻎ ﺷﺪﻩ ﺍﺯ ﻣﻦ !
ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻫﻬﺎﯼ ﻣﯿﺨﮑﻮﺑﺖ عمدی
ﺑﺮ ﺩﯾﻮﺍﺭ
ﺷﮑﺎﯾﺖ ﺩﺍﺭﻡ .
ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺎﻧﯽ
ﮐﻪ
ﺑﻪ ﮔﺮﺩﺵ در نیامد
ﺑﻪ ﻧﻮﺍﺯﺵ
از غفلت خاطر تو
که ندید
ﮐﺎﺳﺘﻦ ﺟﺎن ﺭﺍ
شمع وجود
ﻗﻄﺮﻩ ﻗﻄﺮﻩ
ﻫﺮﺷﺐ
ﺑﺮ ﺍﻭﺭﺍﻕ ﺷﻌﺮ



:: موضوعات مرتبط: اشعار شاعران , ,
:: برچسب‌ها: حمید رضایی , ,
اگر که سن را عروس بدانیم و اندیشه را داماد این زفاف را اویی می شناسد که حافظ را بستاید (گوته)

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 95
بازدید دیروز : 446
بازدید هفته : 1505
بازدید ماه : 12539
بازدید کل : 302214
تعداد مطالب : 1221
تعداد نظرات : 69
تعداد آنلاین : 1

Alternative content


RSS

Powered By
loxblog.Com